داستان تناسب اندام ماندگار با متد A.J (تیفانی نایتینگل)

سلام

من تیفانی نایتینگل هستم و ۳۳ سال سن دارم و مادر ۵ فرزند هستم و از طریق متد ذهنی ۴۰ کیلوگرم وزن کم کرده ام.

شاید باور نکنید ولی من در ۲۷ سالگی ۱۳۰ کیلوگرم وزن داشتم .

مدام با خودم درگیر بودم و وقتی که خودم رو توی آینه نگاه می کردم انگاری که خودم رو دیگه نمی شناختم، یک سری اتفاق ها افتاد و من در مورد سلامتم ترسیده شدم و فهمیدم که من فقط یک جسم دارم و باید از اون مراقبت کنم.

من دیگه مقل قبل توان بازی کردن با کودکانم رو نداشتم و احساس منفعل بودن می کردم، همینطور که از لحاظ فیزیکی بزرگتر می شدم گویی از لحاظ روانی کوچکتر می شوم، نمی تونم اون حس ناخوبی رو که اون زمان داشتم توضیح بدهم.

بدنم شوکه شده بود و از فشار خون پایین و گرسنگی مداوم رنج می بردم، بدنم انگار سعی داشت جلوی این وضع رو بگیره .

وزنم بی وقفه بالا می رفت و این مصادف بود با بارداری دوقلوهایم، یک بارداری دوقلویی و ۴۰ کیلوگرم اضافه وزن.

به نظر می رسید که توی جهنم افتادم و دارم دست و پا می زنم که بتونم خودم رو نجات بدهم، متوجه شده بودم که دیگه زمانش فرا رسیده که باید کاری اساسی انجام دهم و درست در همین زمان بود که به طور اتفاقی با این روش ذهنی آشنا شدم.

در ابتدای آشنایی ام با این مِتد به دنبال داستان موفقیت افرادی گشتم که از این روش استفاده نموده اند، چون خوندن تجربیات اونها به من امید می داد و می تونستم فردی رو ببینم که درست مثل من دچار اضافه وزن بوده است و الان تونسته از اون خلاص بشه و این خیلی امید بخش بود.

وقتی شما مجبور می شوی عدد بزرگی از وزنت رو کم کنی به نظر بسیار سخت و وحشتناک میاد، تا وقتی که ببینی دیگران تونستند،تو هم انرژی می گیری .

آنچه من به دنبالش بودم داستان افرادی بود که گرفتار بالا رفتن بی وقفه وزنشون بودند و در هیچ جا یک چنین چیزی رو پیدا نمی کردم تا اینکه با این روش ذهنی آشنا شدم و به محض اینکه بیشتر در موردش خوندم فهمیدم که این همون چیزی هست که من به دنبالش بودم، یک روش منحصر به فرد که می تونه به من هم از بیرون و هم از درون کمک کنه، این روش به من رابطه گمشده بین این دو بعد رو آموخت(بعد جسمانی و روحانی).

این متد ذهنی به من سرنخ های عالی رو داد که سه تا از بهترینشون برای من سلامتی، هاضمه و وفور و فراوانی بودند.

من قبل از این احساس امنیت نداشتم و این روش به من مفهوم مرض چاقی روانی و احساسی رو یاد داد .

این روش میگه که بدن شما برای جبران کمبودی روانی وزن اضافه می کنه و این کمبود روانی و احساسی برای من عدم احساس امنیت بود، زیرا من یک عالمه ترس داشتم .

مدیتیشن های شبانه این متد ذهنی کمک کرد که در این دنیا احساس امنیت بکنم، احساس امنیت همراه با لاغر بودن،حس امنیت همراه با دیده شدن، الان که دارم با شما صحبت می کنم می تونم بگم که امنیت رو در درون و بیرون احساس می کنم .

و نکته دوم در این مسیر درمان سیستم گوارشی من بود، یکی از نکاتی که این روش ذهنی به من آموخت این بود که اغلب اوقات وقتی که شما اضافه وزن دارید کمبود مواد مغذی نیز دارید، شما شاید کالری زیادی رو مصرف می کنید و لی باید بدونید که اصلا موضوع کالری نیست بلکه موضوع مواد مغذی است و من در این دوره یاد گرفتم که بدنم به غذای مقوی نیاز داره نه غذای زیاد و بدین ترتیب بدنم به خوبی قادر به هضم مواد لازم خود شد و به شکلی باور نکردنی یکدفعه بدنم به بهترین شکل شروع به کار کرد به طوریکه دیگه سلامت و سرزنده بودم .

و اما نکته سوم و بزرگترین راز این دوره وفور و فراوانی است.

من از وقتی که ۹ سالم بود رژیم داشتم ……..

مسلماً  پیام رژیم به بدن اینه که قحطی در راه است و فقدانی وجود داره و خوراکی که تو لازم داری به اندازه کافی نیست و همین پیام به بدن اولین واکنشی رو که از طرف بدنتون وقتی که باور کنه قحطی در راهه، نگه داشتن چربی ها و ذخیره اونهاست، بدن شما تصمیم می گیره که چربی ها رو ذخیره کنه تا شما رو در روزهای قحطی پیش رو تامین کنه، و این ذخیره چربی رو تا جایی که بتونه ادامه میده.

یکی از عالی ترین پاداشهایی که من در این مسیر گرفتم اینه که فرزندانم بیشار از همیشه از بودن با مادرشون لذت می برند، چونکه اونها من رو پرجنب و جوش و خوشحال می بینند، می بینند که با شور و با عشق زندگی می کنم و اونها رو هم به این سبک زندگی فرا می خونم.

من نقاشی می کنم و آواز می خونم، سوارکاری رو شروع کردم و در مقطع فوق لیسانس درس می خونم، من دوباره زندگی کردن رو شروع کردم، در حالیکه زمانی فکر می کردم مادر ۵ فرزند بودن به شما اجازه شادی رو نمیده، ولی الان نظرم کاملا عوض شده .

این باعث افتخار منه که داستانم رو با شما در میان بگزارم چون که می دونم که چقدر داستان های واقعی افراد می توانند در ایجاد امید و باور به انجام پذیری قدرتمند باشند و به شما اجازه می دهند که باور کنید که هر کاری امکان پذیر است .

چیزی که من می خواهم به شما بگویم اینه که ما برای آزادی نمی جنگیم بلکه نبود کشمکش خود منجر به آزادی می شود، و این چیزیه که این متد ذهنی به شما می دهد زیرا شما با بدنتون دوست و متحد خواهید شد و در این مسیر با هم قدم بر میدارید و به یک نقطه شگفت انگیز می رسید.

شما مجبور نیستید که با بدنتون بجنگید.

شما با هم به یک زندگی درخشان و با شکوه می رسید و من شما رو ترغیب می کنم که امتحانش کنید.

زندگی من هیچ وقت این چنین زیبا و عالی نبوده است .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

خوشحال می شویم اگر نظرات ارزشمندتان را در مورد این مطلب درج کنید.
در گفتگو ها شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید